۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

و السماء ذات الرجع..!

نعمت خداوند رحمان 
باریدن گرفت
و لباس سرزمین
تزیین به رنگ عروس (سپید) شد..
وقتی برف میاد
حضور خدا 
بهتر احساس میشه
چون برف 
یعنی تدبیر خدا..
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
و لئن سألتهم :
من نزّل من السّماء ماءً فأحیا به الارض من بعد موتها ؟
لیقولنّ :
الله ،
قل :
الحمد لله ؛
بل اکثرهم لا یعقلون‏.
(عنکبوت 63)
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
قل :
من یرزقکم من السماوات و الارض ؟
قل :
الله
و أنا أو ایّاکم لعلی هدی أو فی ضلال مبین.

(سبأ 24)
 



 


۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

شفاعت حسنه

شفاعت در چه رابطه هایی باعث کفر و شرک نسبت به خدا نمی باشد؟
با توکل بر خدا و سلام بر شما ، لا اله الا الله

من يشفع شفاعه حسنه يكن له نصيب منها و من يشفع شفاعه سيئه يكن له كفل منها و كان الله علي كل شي‏ء مقيتا، نساء ( 85 )
كسى كه شفاعت نيكى كند او را است بهره‏اى از آن و كسى كه شفاعت بدى كند او را است بهره‏اى از آن و خدا است بر همه چيز نگهبان‏
آیا کسانی از مردم که جز خدا را شفیع قرار می دهند مشرک هستند ؟ آیا اگر کسانی از مردم به انواع مختلف همدیگر را شفاعت کنند خودشان را شریک خدا قرار داده اند ؟ آیا شفاعت کنندگان جز خدا ، توانایی این را دارند که هر نوع خواسته خواهان شفاعت را بطور کامل اجابت کنند ؟ آیا شفاعت کنندگان جز خدا ، مجاز هستند و توانایی این را دارند که مردم را هم در زندگی دنیا و هم در روز قیامت ( روز حساب ) نزد خدا شفاعت کنند ؟

پاسخ : با استناد به آیات خدا در قرآن ، معنی و مفهوم حق بودن و مجاز بودن کلمه شفیع ( واسطه گری ، رابطه شدن بین فرد یا گروهی از مردم با خدا برای رضا ی خدا، یا واسطه گری بین دو نفر یا گروهی از مردم برای رضای خدا ، یا واسطه گری بین یک فرد و خواسته و نیازمندی های او برای رضای خدا ) برای یاری و کمک رساندن و حل و رفع مشکلات در زمینه های مختلف می باشد ، ولیکن خدا از طرف خودش برای شفاعت کنندگان مردمی، شرایط و ضوابط و احکامی را در نظر گرفته است ، و خدا محدوده شفاعت کنندگان و خواهان شفاعت را معین کرده است ، و باید از طرف مردم این احکام رعایت شوند ، بنابراین باید حقّ کلام و احکام خدا در رابطه با شفاعت حق و شفاعت باطل در آیات قرآن برای مردم تفهیم و تبین شود ، تا مردم معنی و مفهوم و اندازه و محدوده مجاز و روش بکار بردن شفاعت را در زندگی دنیا بدانند ، و از این احکام و نعمت خدا ، در راه حقّ خدا و رضایت خدا استفاده کنند ، و اگر مردم حقّ احکام و کلام خدا را در رابطه با شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگان و شرایط مطرح شده در زیر را رعایت کنند به هیچ عنوان مرتکب کفر و شرک نسبت به خدا نشده اند ، بلکه آنچه را خدا حلال و مجاز دانسته انجام داده اند و مورد رضایت خدا نیز واقع شده اند ،
حال به شرایطی که خدا در رابطه با شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگان از طرف مردم در نظر گرفته توجه کنید ،
خدا به مردم می فرماید اگر در شعار و عمل به موجودیت و وحدانیت خدا و آیاتش ایمان بیاورید و با توجه به وسع و روزی و علم و ایمان و توانایهای محدود ( نه مطلق )که خدا به انبیاء ، رسولان ، امامان و مومنان در زمینه های مختلف عطا فرموده است ، مجاز هستند در زندگی دنیا برای همدیگر و برای دیگر مردم در زمینه های مختلف ، در صورتیکه حق باشد و خارج از توانایی و اختیارات و احکام صادره از طرف خدا نباشد ، می توانند بعنوان نقش شفاعت کننده ( واسطه ، رابط بودن ) عمل کنند ، و شفاعت کنندگان اگر شفاعت حق ، خیر و معروفی را نسبت به دیگران انجام بدهند ، خدا نیز بهره و مزد شفاعتگری ( واسطه گری و رابط بودنشان را در کارهای حق ، خوب و معروف ) آنها را می دهد ، و اگر شفاعت کنندگان در رابطه با اعمال ناحق و باطل و ناپسند و نهی شده از طرف خدا بین دیگر مردم باعث شفاعت گری ( واسطه ، رابط ) شوند خدا نیز بهره و مزد اعمال شفاعت بدشان را به آنها خواهد داد ، و باید توضیح بدهم و تاکید کنم که خدا شفاعت کنندگان در زندگی دنیا را فقط مختص انبیاء ، رسولان و امامان ندانسته است ، بلکه خدا بدون استثنا باب شفاعت حق را ، در زندگی دنیا برای همه بندگان مومن واقعی خودش حق و مجاز دانسته است ، منتهی همه شفاعت کنندگان باید شرایط کامل احکام خدا در قرآن را در رابطه با شفاعتگری ( واسطه ، رابط شدن ) رعایت کنند ، در غیر اینصورت نافرمانی از احکام خدا در قرآن کرده اند و شفاعتشان نسبت به مردم ناحق و باطل است ، چون حد و مرز احکام خدا در قرآن را نقض و نفی کرده اند ، و در رابطه با موضوع شفاعت غلو کرده اند ، و به ناحق به مردم در دنیا وعده هایی را داده اند که از قدرت و اختیارات آنها به دور است ،
حال به چند نمونه از شفاعتگری ( واسطه گری ، رابط و وسیله بودن ) در زندگی دنیا که خدا برای مومنان حق و مجاز دانسته است اشاره می کنم :

1) نصیحت فرد یا گروهی از مردم در زندگی دنیا با کلام حق ّ خدا ( آیات خدا در قرآن ) ، در حالیکه واسطه گر خودش به آنها عمل کند
2) راهنمایی فرد یا گروهی از مردم در زندگی دنیا به راه حقّ خدا ( در شعار و عمل به آیات خدا در قرآن ) ، در حالیکه خود شفاعت کننده عمل کننده به آیات خدا باشد
3) شفاعت و رابط بودن انواع کارهای خیر در زندگی دنیا به اندازه توانایی و اختیارات محدود ( نه مطلق )که خدا به افرد شفاعت کننده عطا فرموده است ، و باید افرد شفاعتگر با سخن حق و پاک خدا ، مال حلال ، عمل صالح که فقط برای اطاعت از احکام خدا در قرآن و فقط برای رضایت خدا باشد و شفاعتگری ( وسیله بودن ) شفاعتگر ، باعث کار خیر برای مردم باشند
4) شفاعت گری ( وسیله بودن ) برای فرد و گروهی از مردم در زندگی دنیا ، برای رضای خدا با گفتار نیک و راهنمایی درست و مال حلال که باعث سلامتی افراد مریض و رفع بدهکاری و نیازمندی مردم باشد
5) بدون استثنا ، درکلیه شفاعتگری ها اگر محدوده احکام خدا رعایت نشوند و شفاعتگران پا را از گلیم خودشان درازتر کنند شفاعتشان ، به شفاعت بد تبدیل می شود که ناحق و باطل است و باعث گناه می شود 
در ضمن کسانی از مردم که به موجودیت و وحدانیت خدا و آیاتش در عمل ایمان نمی آورند ، آنها نیز به عناوین مختلف همدیگر را در زندگی دنیا شفاعت ( واسطه گری ) می کنند ، منتهی چون خدا و احکامش را قبول ندارند و ضوابط از طرف خدا را رعایت نمی کنند ، فقط می توانند در زندگی دنیا شفاعت نیکو یا شفاعت بدی را برسانند ، ولیکن در زندگی آخرت بهره نیکویی را نزد خدا نمی برند و وارد جهنم با سخت ترین عذابها می شوند ،

من يشفع شفاعه حسنه يكن له نصيب منها و من يشفع شفاعه سيئه يكن له كفل منها و كان الله علي كل شي‏ء مقيتا، نساء ( 85 )
كسى كه شفاعت نيكى كند او را است بهره‏اى از آن و كسى كه شفاعت بدى كند او را است بهره‏اى از آن و خدا است بر همه چيز نگهبان‏

انا انزلنا عليك الكتاب للناس بالحق فمن اهتدي فلنفسه و من ضل فانما يضل عليها و ما انت عليهم بوكيل ، زمر( 41 )
همانا فرستاديم بر تو كتاب را براى مردم به حقّ پس آنكو رهبرى شود براى خويش است و آنكه گمراه شود جز اين نيست كه گمراه شود بر خويش و نيستى تو بر ايشان وكيل‏
الله يتوفي الانفس حين موتها و التي لم تمت في منامها فيمسك التي قضي عليها الموت و يرسل الاخري الي اجل مسمي ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون ، زمر( 42 )
خدا دريابد جانها را هنگام مرگشان و آنكه نمرده است در خوابگه خويش است پس نگاهدارد آن را كه مرگ را بر او گذرانيده است و رها كند آن دگر را تا سرآمدى نامبرده همانا در اين است آيتهائى براى گروهى كه بينديشند
ام اتخذوا من دون الله شفعاء قل ا و لو كانوا لا يملكون شيئا و لا يعقلون ، زمر( 43 )
آيا برگرفتند جز خدا شفيعانى بگو اگر چه باشند مالك نباشند چيزى را و نه بخرد يابند
قل لله الشفاعه جميعا له ملك السماوات و الارض ثم اليه ترجعون ، زمر( 44 )
بگو از آن خدا است شفاعت همگى او را است پادشاهى آسمانها و زمين سپس بسوى او بازگردانيده شويد
و اذا ذكر الله وحده اشمازت قلوب الذين لا يومنون بالاخره و اذا ذكر الذين من دونه اذا هم يستبشرون ، زمر ( 45 )
و گاهى كه نام خدا برده شود به تنهائى برنجد دلهاى آنان كه ايمان ندارند به آخرت و هر گاه ياد شوند آنان كه جز اويند ناگاه ايشانند شادمانان‏
قل اللهم فاطر السماوات و الارض عالم الغيب و الشهاده انت تحكم بين عبادك في ما كانوا فيه يختلفون ،زمر( 46 )
بگو بار خدايا پديدآرنده آسمانها و زمين داناى نهان و پديدار تو حكم كنى ميان بندگان خويش در آنچه بودند در آن اختلاف مى‏كردند
و لو ان للذين ظلموا ما في الارض جميعا و مثله معه لافتدوا به من سوء العذاب يوم القيامه و بدا لهم من الله ما لم يكونوا يحتسبون، زمر ( 47 )
و اگر باشد براى آنان كه ستم كردند آنچه در زمين است همگى و مانند آن با آن هر آينه بجاى خويش دهند از بدى عذاب روز قيامت و پديدار شود براى ايشان از خدا آنچه را نبودند كه به شمار آرند
و بدا لهم سيئات ما كسبوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزون، زمر ( 48 )
و نمودار شد براى ايشان بديهاى آنچه فراهم كردند و بگرفتشان آنچه بودند بدان تمسخر مى‏كردند

ما توفیقی الا بالله .

این مبحث هنوز ادامه دارد...


۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

شرک به خداوند ، ظلمی ست بزرگ

بسم الله و الحمدلله و الصلاة و السلام على عباده الذين اصطفى.

عزيزان اين محفل توحيدى، بسويتان سلامي مبارك تقديم مى دارم:

سلامٌ قولاً من رب رحيم.

موضوعات بسيارى در انتظار گفتن و شرح و بسط است اما موضوعی به اهمیت نهی از شرک ندیدم چون سفارش خداوندگار است:

وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ.
سورة لقمان الآية ۱۳

و هنگامى كه لقمان به پسر خويش در حالى كه وى او را اندرز مى ‏داد گفت اى پسرك من به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است (۱۳)
چرا؟

ظلم به چه معناست که شرک بزرگترین نوع ظلم است؟
ظلم یعنی خروج حق از مکان حقیقی اش .
بر این اساس شرک ورزیدن به یگانه آفریدگار و مدبر و روز دهنده 
چیزی جز خروج از ادای حق آفریدگار نیست.
خدایی که تمامی نعمتها از اوست و روزی دهنده و مدبر تمامی شؤون خلايق است 
و ناگهان خلقی از او بسوی دیگری روی آورده 
و حقی را که شایسته ی خداوند است به دیگری ادا می کند!
چه سخنی می توانیم در وصف این ظلم بزرگ بگوییم؟



توحید ، سرچشمه تمام خوبی ها


توحید، حق الله و اساس و پایه اصول دین و اولین و مهمترین « نیکی و خوبی » است:
توحید، ریشه تمام « نیکی و خوبی » ها است زیرا توجه و خضوع و خشوع قلب نسبت به الله تعالی، وابسته به آن است و محبت و عبادت صحیح خداوند (ج) رابطه مستقیمی با « توحید » دارد و توحید بزرگترین شناختی است که رستگاری و خوشبختی را به بار می آورد و همه زیبایی های معنوی و اصول شریعت اسلام (طهارت، خشوع قلب برای خدا، اخلاق، عدالت اجتماعی) و کمال انسانیت، بستگی به توحید دارد و مقدمه نظری و شالوده جهان بینی صحیح است که از همه علوم مفیدتر و افضل تر است. به وسیله توحید است که انسان خالصانه به طرف غیب متوجه می گردد و آماده می شود تا خود را پاک و زیر لوای رضایت حق تعالی، به ملکوت ملحق بگرداند.
رسول خدا (ص) به عظمت و اهمیت آن هشدار و ارشاد فرموده است و آن را نسبت به تمام نیکی ها به منزله قلب در بدن قرار داده است که صلاح و فساد کل جسم، وابسته به آن است. چنانکه در حق کسی که در حالی مرده باشد که هیچ چیزی را شریک خدا نکرده است، به طور مطلق فرمود:
"آتش جهنم بر او حرام است" و یا "وارد بهشت می شود و از آن محروم نمی شود" و امثال این احادیث که بسیارند. و نیز در حدیثی قدسی از پروردگارش نقل فرمود که:
"هر کسی به اندازه زمین گناه کرده باشد و پیش من بیاید در حالی که به شرک آلوده نشده باشد، به مقدار گناهانش، آمرزش نصیب او خواهم کرد."