شفاعت در چه رابطه هایی باعث کفر و شرک نسبت به خدا نمی باشد؟
با توکل بر خدا و سلام بر شما ، لا اله الا الله
من يشفع شفاعه حسنه يكن له نصيب منها و من يشفع شفاعه سيئه يكن له كفل منها و كان الله علي كل شيء مقيتا، نساء ( 85 )
كسى كه شفاعت نيكى كند او را است بهرهاى از آن و كسى كه شفاعت بدى كند او را است بهرهاى از آن و خدا است بر همه چيز نگهبان
آیا کسانی از مردم که جز خدا را شفیع قرار می دهند مشرک هستند ؟ آیا اگر کسانی از مردم به انواع مختلف همدیگر را شفاعت کنند خودشان را شریک خدا قرار داده اند ؟ آیا شفاعت کنندگان جز خدا ، توانایی این را دارند که هر نوع خواسته خواهان شفاعت را بطور کامل اجابت کنند ؟ آیا شفاعت کنندگان جز خدا ، مجاز هستند و توانایی این را دارند که مردم را هم در زندگی دنیا و هم در روز قیامت ( روز حساب ) نزد خدا شفاعت کنند ؟
پاسخ : با استناد به آیات خدا در قرآن ، معنی و مفهوم حق بودن و مجاز بودن کلمه شفیع ( واسطه گری ، رابطه شدن بین فرد یا گروهی از مردم با خدا برای رضا ی خدا، یا واسطه گری بین دو نفر یا گروهی از مردم برای رضای خدا ، یا واسطه گری بین یک فرد و خواسته و نیازمندی های او برای رضای خدا ) برای یاری و کمک رساندن و حل و رفع مشکلات در زمینه های مختلف می باشد ، ولیکن خدا از طرف خودش برای شفاعت کنندگان مردمی، شرایط و ضوابط و احکامی را در نظر گرفته است ، و خدا محدوده شفاعت کنندگان و خواهان شفاعت را معین کرده است ، و باید از طرف مردم این احکام رعایت شوند ، بنابراین باید حقّ کلام و احکام خدا در رابطه با شفاعت حق و شفاعت باطل در آیات قرآن برای مردم تفهیم و تبین شود ، تا مردم معنی و مفهوم و اندازه و محدوده مجاز و روش بکار بردن شفاعت را در زندگی دنیا بدانند ، و از این احکام و نعمت خدا ، در راه حقّ خدا و رضایت خدا استفاده کنند ، و اگر مردم حقّ احکام و کلام خدا را در رابطه با شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگان و شرایط مطرح شده در زیر را رعایت کنند به هیچ عنوان مرتکب کفر و شرک نسبت به خدا نشده اند ، بلکه آنچه را خدا حلال و مجاز دانسته انجام داده اند و مورد رضایت خدا نیز واقع شده اند ،
حال به شرایطی که خدا در رابطه با شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگان از طرف مردم در نظر گرفته توجه کنید ،
خدا به مردم می فرماید اگر در شعار و عمل به موجودیت و وحدانیت خدا و آیاتش ایمان بیاورید و با توجه به وسع و روزی و علم و ایمان و توانایهای محدود ( نه مطلق )که خدا به انبیاء ، رسولان ، امامان و مومنان در زمینه های مختلف عطا فرموده است ، مجاز هستند در زندگی دنیا برای همدیگر و برای دیگر مردم در زمینه های مختلف ، در صورتیکه حق باشد و خارج از توانایی و اختیارات و احکام صادره از طرف خدا نباشد ، می توانند بعنوان نقش شفاعت کننده ( واسطه ، رابط بودن ) عمل کنند ، و شفاعت کنندگان اگر شفاعت حق ، خیر و معروفی را نسبت به دیگران انجام بدهند ، خدا نیز بهره و مزد شفاعتگری ( واسطه گری و رابط بودنشان را در کارهای حق ، خوب و معروف ) آنها را می دهد ، و اگر شفاعت کنندگان در رابطه با اعمال ناحق و باطل و ناپسند و نهی شده از طرف خدا بین دیگر مردم باعث شفاعت گری ( واسطه ، رابط ) شوند خدا نیز بهره و مزد اعمال شفاعت بدشان را به آنها خواهد داد ، و باید توضیح بدهم و تاکید کنم که خدا شفاعت کنندگان در زندگی دنیا را فقط مختص انبیاء ، رسولان و امامان ندانسته است ، بلکه خدا بدون استثنا باب شفاعت حق را ، در زندگی دنیا برای همه بندگان مومن واقعی خودش حق و مجاز دانسته است ، منتهی همه شفاعت کنندگان باید شرایط کامل احکام خدا در قرآن را در رابطه با شفاعتگری ( واسطه ، رابط شدن ) رعایت کنند ، در غیر اینصورت نافرمانی از احکام خدا در قرآن کرده اند و شفاعتشان نسبت به مردم ناحق و باطل است ، چون حد و مرز احکام خدا در قرآن را نقض و نفی کرده اند ، و در رابطه با موضوع شفاعت غلو کرده اند ، و به ناحق به مردم در دنیا وعده هایی را داده اند که از قدرت و اختیارات آنها به دور است ،
حال به چند نمونه از شفاعتگری ( واسطه گری ، رابط و وسیله بودن ) در زندگی دنیا که خدا برای مومنان حق و مجاز دانسته است اشاره می کنم :
1) نصیحت فرد یا گروهی از مردم در زندگی دنیا با کلام حق ّ خدا ( آیات خدا در قرآن ) ، در حالیکه واسطه گر خودش به آنها عمل کند
2) راهنمایی فرد یا گروهی از مردم در زندگی دنیا به راه حقّ خدا ( در شعار و عمل به آیات خدا در قرآن ) ، در حالیکه خود شفاعت کننده عمل کننده به آیات خدا باشد
3) شفاعت و رابط بودن انواع کارهای خیر در زندگی دنیا به اندازه توانایی و اختیارات محدود ( نه مطلق )که خدا به افرد شفاعت کننده عطا فرموده است ، و باید افرد شفاعتگر با سخن حق و پاک خدا ، مال حلال ، عمل صالح که فقط برای اطاعت از احکام خدا در قرآن و فقط برای رضایت خدا باشد و شفاعتگری ( وسیله بودن ) شفاعتگر ، باعث کار خیر برای مردم باشند
4) شفاعت گری ( وسیله بودن ) برای فرد و گروهی از مردم در زندگی دنیا ، برای رضای خدا با گفتار نیک و راهنمایی درست و مال حلال که باعث سلامتی افراد مریض و رفع بدهکاری و نیازمندی مردم باشد
5) بدون استثنا ، درکلیه شفاعتگری ها اگر محدوده احکام خدا رعایت نشوند و شفاعتگران پا را از گلیم خودشان درازتر کنند شفاعتشان ، به شفاعت بد تبدیل می شود که ناحق و باطل است و باعث گناه می شود
در ضمن کسانی از مردم که به موجودیت و وحدانیت خدا و آیاتش در عمل ایمان نمی آورند ، آنها نیز به عناوین مختلف همدیگر را در زندگی دنیا شفاعت ( واسطه گری ) می کنند ، منتهی چون خدا و احکامش را قبول ندارند و ضوابط از طرف خدا را رعایت نمی کنند ، فقط می توانند در زندگی دنیا شفاعت نیکو یا شفاعت بدی را برسانند ، ولیکن در زندگی آخرت بهره نیکویی را نزد خدا نمی برند و وارد جهنم با سخت ترین عذابها می شوند ،
من يشفع شفاعه حسنه يكن له نصيب منها و من يشفع شفاعه سيئه يكن له كفل منها و كان الله علي كل شيء مقيتا، نساء ( 85 )
كسى كه شفاعت نيكى كند او را است بهرهاى از آن و كسى كه شفاعت بدى كند او را است بهرهاى از آن و خدا است بر همه چيز نگهبان
انا انزلنا عليك الكتاب للناس بالحق فمن اهتدي فلنفسه و من ضل فانما يضل عليها و ما انت عليهم بوكيل ، زمر( 41 )
همانا فرستاديم بر تو كتاب را براى مردم به حقّ پس آنكو رهبرى شود براى خويش است و آنكه گمراه شود جز اين نيست كه گمراه شود بر خويش و نيستى تو بر ايشان وكيل
الله يتوفي الانفس حين موتها و التي لم تمت في منامها فيمسك التي قضي عليها الموت و يرسل الاخري الي اجل مسمي ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون ، زمر( 42 )
خدا دريابد جانها را هنگام مرگشان و آنكه نمرده است در خوابگه خويش است پس نگاهدارد آن را كه مرگ را بر او گذرانيده است و رها كند آن دگر را تا سرآمدى نامبرده همانا در اين است آيتهائى براى گروهى كه بينديشند
ام اتخذوا من دون الله شفعاء قل ا و لو كانوا لا يملكون شيئا و لا يعقلون ، زمر( 43 )
آيا برگرفتند جز خدا شفيعانى بگو اگر چه باشند مالك نباشند چيزى را و نه بخرد يابند
قل لله الشفاعه جميعا له ملك السماوات و الارض ثم اليه ترجعون ، زمر( 44 )
بگو از آن خدا است شفاعت همگى او را است پادشاهى آسمانها و زمين سپس بسوى او بازگردانيده شويد
و اذا ذكر الله وحده اشمازت قلوب الذين لا يومنون بالاخره و اذا ذكر الذين من دونه اذا هم يستبشرون ، زمر ( 45 )
و گاهى كه نام خدا برده شود به تنهائى برنجد دلهاى آنان كه ايمان ندارند به آخرت و هر گاه ياد شوند آنان كه جز اويند ناگاه ايشانند شادمانان
قل اللهم فاطر السماوات و الارض عالم الغيب و الشهاده انت تحكم بين عبادك في ما كانوا فيه يختلفون ،زمر( 46 )
بگو بار خدايا پديدآرنده آسمانها و زمين داناى نهان و پديدار تو حكم كنى ميان بندگان خويش در آنچه بودند در آن اختلاف مىكردند
و لو ان للذين ظلموا ما في الارض جميعا و مثله معه لافتدوا به من سوء العذاب يوم القيامه و بدا لهم من الله ما لم يكونوا يحتسبون، زمر ( 47 )
و اگر باشد براى آنان كه ستم كردند آنچه در زمين است همگى و مانند آن با آن هر آينه بجاى خويش دهند از بدى عذاب روز قيامت و پديدار شود براى ايشان از خدا آنچه را نبودند كه به شمار آرند
و بدا لهم سيئات ما كسبوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزون، زمر ( 48 )
و نمودار شد براى ايشان بديهاى آنچه فراهم كردند و بگرفتشان آنچه بودند بدان تمسخر مىكردند
ما توفیقی الا بالله .
این مبحث هنوز ادامه دارد...